« آتش ... »

5 بازدید

« آتش ... »

 

مهربانی ... سرد و مرموزی فقط !

بی قراری ؛ فکر دیروزی فقط !

زندگیمان را زدی آتش ؛ ولی ...

... بین این آتش ، تو می سوزی فقط !

 

 

« امیرمحمد گروسی »

ادامه مطلب

0 امتیاز توسط: 2 نفر
امیرمحمد گروسی

« عادت ... »

دسته بندی: عمومی,
14 بازدید

« عادت ... »

 

گفته بودی : « اولش سخت است ؛ عادت می کنی ! »

گفته بودم : « جای قلبم هم قضاوت می کنی ؟! »

 

هر شبم قرآن به سر دارم که برگردی ؛ ولی ...

... آیه های عشق را ٬ با او تلاوت می کنی

 

نازنینم ! از تصور کردنش دیوانه ام ! ...

... جای من ٬ او را به آغوشت هدایت می کنی

 

بی تفاوت می شدی ؛ تا غرق خواهش می شدم

تا لبش را تر کند ؛ با جان اطاعت می کنی

 

نیمه شب ها ٬ با امید مرگ می خوابم ؛ اگر ...

... جای من باشی ٬ تو هم از صبح ٬ وحشت می کنی

 

از تو من پیش خداوندم شکایت برده ام

با چه رویی رو به درگاهش عبادت می کنی ؟

 

گفته بودم : « بعد این ٬ با هیچکس جز من نخند ... »

گفته بودی : « بچه ای ! ... داری حسادت می کنی ... »

 

هر که دل بندد به تو ٬ مردن برایش بهتر است ...

... مثل یک ویروس ؛ بر قلبش سرایت می کنی

 

من هنوز عادت به تنهایی نکردم ؛ پس چه شد ؟! ...

... گفته بودی : « اولش سخت است ؛ عادت می کنی ! »

 

 

« امیرمحمد گروسی »

ادامه مطلب

0 امتیاز توسط: 2 نفر
امیرمحمد گروسی

« کنعان ... »

دسته بندی: عمومی,
9 بازدید

« کنعان ... »

 

من دگر حسی به این باران ندارم
خسته دل از « عشق » هستم ؛ جان ندارم


مثلِ « مجنون » را کجا باید ببینم ؟! ...
... من به این افسانه ها ، ایمان ندارم


تا ابد راضی به عطرم باش ؛ دیگر ...
... پای برگشتن ، به این کنعان ندارم


ای زلیخا ؛ غمزه هایت بی اثر شد !
گوشه چشمی من به مه رویان ندارم


از تو باید پیش از این دل می بریدم ...
... عشق ، دردم شد ولی درمان ندارم

 

 

« امیرمحمد گروسی »

ادامه مطلب

54 امتیاز توسط: 19 نفر
امیرمحمد گروسی

« بغض ... »

دسته بندی: عمومی,
10 بازدید

« بغض ... »

 

بغض کردم بعد یک دیدار دیگر
خسته ، ماندم پشت یک دیوار دیگر


قلب خود را زیر پایم می گذارم ...
... تا فراموشت کنم ، یک بار دیگر


کنده ای دل ساده از من ؛ بعد رفتن
می شوی همراه با یک یار دیگر


من به پایت سوختم ... اما تو رفتی
تا بگیری دست یک دلدار دیگر


گر چه عمری غصه هایت سهم من شد
رفته ای دنبال یک غمخوار دیگر


با جدایی ، سقف عشقم را شکستی
مانده قلبم زیر یک آوار دیگر ...

 

 

« امیرمحمد گروسی »

ادامه مطلب

51 امتیاز توسط: 17 نفر
امیرمحمد گروسی

« منطقی تر باش ! »

13 بازدید

« منطقی تر باش ! »

 

منطقی تر باش ، ای دنیای من !
زندگی کن باز ، بی رویای من


رد شو از من ؛ سخت بی تابی مکن !
من نمی خواهم بسوزی پای من


قصد رفتن کرده بودی ؛ پس چرا ...
... تا به اینجا آمدی همپای من ؟!


گریه ات ، دارد عذابم می دهد
لحظه ای بگذار ، خود را جای من


گر چه این دوری برایم ساده نیست
بی تو باید سر شود ، فردای من ...

 

 

« امیرمحمد گروسی »

ادامه مطلب

28 امتیاز توسط: 12 نفر
امیرمحمد گروسی

« یک قدم ... »

دسته بندی: عمومی,
25 بازدید

« یک قدم ... »

 

راه تسکینت منم در اوج غم
یاد من هستی ، ولی بسیار کم ...

 

من به سوی بنده ام پر می زنم
گر که بردارد به سمتم یک قدم

 

گرچه قلبم را شکستی با گناه
توبه کن ... می بخشمت این بار هم

 

دست من یک عمر ، دستت را گرفت
دست شیطان را گرفتی دم به دم

 

بعد صد بخشش ، نفهمیدی چرا

عاشقت هستم ؛ عزیزم ، بنده ام !

 

 

« امیرمحمد گروسی »

ادامه مطلب

33 امتیاز توسط: 10 نفر
امیرمحمد گروسی